- 103
پس از مطالعه، در صورت مفید بودن، این متن را برای دیگران نیز ارسال نمایید تا آنها نیز از مطالعه مفید آن بهرهمند شوند.
اتهام
اعاده دادرسی کیفری نسبت به دادنامه شماره ۹۹۰۹۹۷۷۷۹۷۲۰۰۶۱۸ مبنی بر حکم صادره نسبت به مشارکت در کلاهبرداری، استفاده از اوراق مجعول
شعبه صادرکننده: شعبه ۷۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
دلایل و منضمات
با سلام و احترام؛
ریاست محترم دیوان عالی کشور
اینجانب . . .، وکیل پایه یک دادگستری، به وکالت از آقای . . .، که به موجب حکم شماره ۹۸۰۹۹۷۲۱۶۶۴۰۱۸۱۴ صادره از شعبه ۱۰۸۱ دادگاه کیفری دو تهران (و تأیید آن در مرحله تجدیدنظر)، به اتهام مشارکت در کلاهبرداری و استفاده از اوراق مجعول، به تحمل سه سال حبس تعزیری، رد مال به شاکی خصوصی (آقای . . .) و پرداخت دو میلیارد تومان جزای نقدی در حق دولت محکوم گردیده است، با استناد به ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری، تقاضای اعمال اعاده دادرسی را به شرح تفصیلی زیر تقدیم میدارم. این تقاضا بر پایه ادله جدید، تناقضات آشکار در حکم و عدم تحقق عناصر جرم استوار است و هدف آن، احقاق حق موکل و جلوگیری از اجرای حکمی ناعادلانه است که بر اساس استدلالهای ناقص و ادله ضعیف صادر شده است.
خلاصه پرونده و زمینه صدور حکم
پرونده حاضر با کلاسه [شماره ۹۸۰۰۱۵] در دادسرای ناحیه ۸ تهران آغاز شد، جایی که موکل اینجانب به همراه آقایان . . . و . . . متهم به کلاهبرداری از طریق فریب شاکی با وعده اخذ تسهیلات بانکی و تنظیم مبایعهنامهای با کد رهگیری اشتباه (که دادگاه آن را مجعول تلقی کرده) گردیدند. بر اساس کیفرخواست، ادعا شده که متهمان با ترغیب شاکی (که در تنگنای مالی بوده) به تنظیم سند صوری، امضای وی را اخذ کرده و ملک ۵۰ متری وی در شهریار را به نام موکل منتقل نمودهاند، بدون پرداخت ثمن واقعی. دادگاه بدوی با استناد به شکایت شاکی، اظهارات وی، شهادت شهود معرفیشده از سوی او (مانند آقای . . . و خانم . . .)، کارشناسی قیمت ملک (۱۷.۵ میلیارد تومان بر اساس تأمین دلیل یکطرفه شاکی) و سایر قرائن، بزهکاری هر سه متهم را محرز دانسته و موکل را به مجازاتهای فوق محکوم کرد. این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تأیید و قطعی گردید.
با این حال، بررسی دقیق محتویات پرونده نشان میدهد که معامله فیمابین موکل و شاکی، یک بیع واقعی و مشروع بوده که با اراده آزاد و آگاهانه طرفین منعقد شده است. موکل، که سازنده معتبر با سابقه اجرای پروژههای بزرگ است، با نیت خرید ملک کشاورزی برای اهداف مشروع، مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان را از طریق چهار فقره چک (دو فقره ۵۵ میلیونی به تاریخهای ۲۲ و ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ و دو فقره ۲۰ میلیونی به تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۷) و مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان نقدی هنگام تنظیم سند قطعی پرداخت کرده که همگی توسط خود شاکی نقد و وصول شدهاند. باقی ثمن معامله (۳۲۰ عدد سکه تمام بهار آزادی پس از برداشت محصول و تحویل ملک) نیز مقرر بوده پرداخت شود. موکل حتی پس از عدم حضور شاکی در دفترخانه برای تنظیم سند قطعی (در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۹۷)، در اردیبهشت ۱۳۹۸ اظهارنامهای رسمی ارسال نموده تا باقی ثمن را بپردازد و معامله را تکمیل کند – اقدامی که کاملاً با ادعای کلاهبرداری و فریب ناسازگار است. شاکی، که خود کشاورز معرفی شده، چکها را شخصاً دریافت، پشتنویسی بخشی از آنها را انجام داده و حتی درخواست تغییر تاریخ چکها را برای وصول سریعتر مطرح کرده، اما پس از وصول مبالغ، اقدام به طرح شکایت نموده تا از تعهدات قراردادی خود (تحویل ملک) شانه خالی کند.
علاوه بر این، کد رهگیری مبایعهنامه صرفاً یک اشتباه اداری از سوی دفتر املاک بوده (استفاده از کد معامله فسخشده قبلی موکل با آقای . . .)، نه جعل عمدی، و موکل هیچ اطلاعی از آن نداشته است. پس از اطلاع، موکل فوراً آن را باطل کرده تا هیچ ضرری به طرف قبلی وارد نشود. کارشناسی جعل امضا پشت چکها نیز منفی بوده و دادگاه نتوانسته جعل را احراز کند، اما همچنان حکم محکومیت صادر نموده. این ایرادات اساسی، همراه با ادله جدید و تناقضات شهادتها، زمینه اعاده دادرسی را فراهم میآورد.
شبکه های اجتماعی ژیوار
|
دلایل تفصیلی اعاده دادرسی (مستند به بندهای ج، ث و چ ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری)
۱. استناد به بند ج ماده ۴۷۴ (ظهور ادله جدید پس از صدور حکم قطعی که موجب اثبات بیگناهی یا عدم تقصیر محکومعلیه میگردد):
پس از قطعیت حکم، دو مدرک کلیدی و تعیینکننده به دست موکل رسیده که در جریان دادرسی قبلی مکتوم مانده و در اختیار وی نبوده است. این ادله، که پس از تحقیقات اضافی کشف شده، مستقیماً نیت واقعی شاکی برای فروش ملک را اثبات میکند و ادعای معامله صوری برای اخذ وام را رد مینماید:
الف) استعلام از دفترخانه اسناد رسمی شماره ۹۴۵ تهران: این استعلام نشان میدهد که شاکی (آقای . . .) دو ماه پیش از آشنایی با موکل و تنظیم مبایعهنامه (به تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۷)، اقدام به اخذ استعلام رسمی برای نقل و انتقال ملک نموده است. این اقدام پیشین، که بخشی از مقدمات فروش واقعی ملک است، به وضوح بیانگر آن است که شاکی از ابتدا قصد فروش جدی ملک را داشته و نه تنظیم سند صوری برای تسهیلات بانکی. اگر معامله صرفاً برای وام بود، نیازی به چنین استعلاماتی پیش از معامله وجود نداشت، زیرا وامدهی معمولاً بر پایه اسناد موجود انجام میشود و نه نقل و انتقال قطعی.
ب) مفاصاحساب دارایی شاکی برای نقل و انتقال ملک: این مدرک نیز به تاریخ پیش از اسفند ۱۳۹۷ (دو ماه قبل از معامله) صادر شده و نشاندهنده پرداخت مالیاتها و تسویه حسابهای لازم برای انتقال رسمی ملک است. اخذ مفاصاحساب، که الزامی برای فروش واقعی است، اثبات میکند که شاکی برنامهریزی بلندمدتی برای فروش ملک داشته و ادعای فریب توسط موکل و متهمان دیگر، کذب است.
ج) رسید مکتوب دریافت چکها توسط شاکی (آقای . . .): یکی از مدارکی که مورد توجه قاضی محترم قرار نگرفته، رسیدی است که شاکی شخصاً بر روی آن نوشته است: “اصل چکهای فوق بابت مبایعهنامه شماره ۱۷۴۵۹۰۳۲ در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۱۲ تحویل اینجانب . . . گردید.” این رسید به وضوح بیانگر آن است که شاکی چکها را به عنوان ثمن واقعی معامله دریافت کرده و معامله را به عنوان بیع مشروع پذیرفته است. پس از قطعیت حکم، این رسید به کارشناسی ارجاع گردید و به تاریخ ۱۴۰۲/۴/۵ اصالت امضای شاکی بر روی آن توسط کارشناس رسمی دادگستری تأیید شد. این تأیید کارشناسی، که پس از صدور حکم قطعی به دست آمده، به عنوان دلیل جدید و معتبر، بیگناهی موکل را اثبات مینماید و با ادعای کلاهبرداری و فریب در تعارض کامل است.
این ادله جدید (استعلام دفترخانه، مفاصاحساب دارایی و رسید تأییدشده توسط کارشناسی اصالت امضا)، مشمول بند ج ماده ۴۷۴ بوده و حکم را بیاعتبار میسازد.
۲. استناد به بند ث ماده ۴۷۴ (ثابت شدن جعلی بودن اسناد یا شهادت خلاف واقع گواهان که مبنای حکم بوده است):
حکم صادره عمدتاً بر پایه شهادت شهود شاکی استوار است، اما بررسی دقیق نشان میدهد که این شهادتها پر از تناقضات، ادعاهای کذب و خلاف واقع بوده و پس از قطعیت حکم، با ادله جدید و تحلیل عمیقتر، جعلی بودن آنها محرز گردیده است:
الف) شهادت آقای . . .: این شاهد خود را به عنوان فردی درگیر مستقیم در معامله معرفی میکند (مانند درگیری در دفترخانه و نوشتن رسید چکها)، در حالی که هیچ نقشی رسمی در قرارداد نداشته و حتی نام موکل (خریدار اصلی) را ذکر نکرده است. وی ادعا میکند شاکی را برای اخذ وام معرفی کرده، اما تناقضات وی آشکار است: شاکی را کشاورز بیسواد میداند اما همزمان از جزئیات پیچیده وام سخن میگوید. علاوه بر این، ادعای وی مبنی بر تنظیم مبایعهنامه صوری در دفترخانه، با واقعیت تنظیم همزمان وکالت و مبایعهنامه در حضور شهود و موکل تعارض دارد. این شهادت خلاف واقع، که مبنای ادعای فریب بوده، پس از بررسی فیلم جلسه (که موکل در آن حضور ندارد) و ادله جدید، کذب محرز میگردد.
ب) شهادت خانم . . . (خواهر وکیل شاکی، خانم . . .): این شاهد ادعا میکند برای مشاوره معماری (در حالی که شاکی کشاورز بیسواد معرفی شده) به شاکی مراجعه کرده و فیلم جلسه پس از معامله را گرفته است. تناقضات وی شامل عدم حضور موکل در جلسه فیلمبرداری، ادعای واریز دو و نیم میلیون تومان به حساب متهم (بدون مشخص کردن کدام متهم) و تأکید بر وام صوری است، در حالی که چکها توسط شاکی نقد شده و هیچ قراردادی برای کارگزاری وام وجود ندارد. فیلمبرداری از پیش برنامهریزیشده به نظر میرسد و هدف آن جمعآوری مدارک برای شکایت پس از وصول چکها بوده. این شهادت خلاف واقع، که با شغل شاکی و واقعیت معامله ناسازگار است، مبنای حکم را مخدوش میکند.
علاوه بر این، کارشناسی جعل امضا پشت چکها منفی بوده و دادگاه جعل را احراز نکرده، اما همچنان به اتهام استفاده از اوراق مجعول حکم صادر نموده. این تناقضات، همراه با ادله جدید، ثابت میکند که شهادتها خلاف واقع بوده و حکم بر پایه آنها فاقد اعتبار است.
استناد به بند چ ماده ۴۷۴ (عمل ارتکابی جرم نباشد):
عمل منتسبه به موکل اساساً فاقد عناصر مادی و معنوی جرم کلاهبرداری است و نمیتوان آن را جرم تلقی کرد. کلاهبرداری مستلزم مانور متقلبانه، بردن مال غیر و فریب است، اما در اینجا:
معامله واقعی بوده: مبایعهنامه در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ تنظیم شده، چکها پرداخت و نقد شده، وکالت بلاعزل در ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ در دفترخانه ۱۱۳۰ تهران امضا گردیده، و موکل پیگیری سند قطعی را انجام داده است.
کد رهگیری اشتباه اداری بوده، نه جعل: این کد از معامله فسخشده قبلی استفاده شده و موکل اطلاعی نداشته؛ شاکی نیز راضی به معامله بوده و نیازی به جعل نبود.
رفتار شاکی ناسازگار با ادعای فریب: شاکی چکها را وصول کرده، درخواست تغییر تاریخ چکها را داشته، و پس از وصول شکایت نموده. اگر وام صوری بود، دلیلی برای نقد چکها و عدم بازگرداندن آنها وجود نداشت.
عدم تحقق عنصر بردن مال: بخشی از ثمن پرداخت شده، باقی آماده پرداخت بوده (اظهارنامه اردیبهشت ۱۳۹۸)، و ملک کشاورزی (که وام به آن تعلق نمیگیرد) برای خرید واقعی انتخاب شده است.
بنابراین، عمل ارتکابی جرم نیست و حکم صادره با اصول حقوقی تعارض دارد.
نتیجهگیری و درخواست
با عنایت به ادله جدید (استعلام دفترخانه ۹۴۵، مفاصاحساب دارایی و رسید دریافت چکها همراه با تأیید اصالت امضا به تاریخ ۱۴۰۲/۴/۵) که پس از قطعیت حکم کشف شده و بیگناهی موکل را اثبات میکند، شهادت خلاف واقع گواهان که مبنای حکم بوده، و عدم تحقق جرم در عمل منتسبه، تقاضا دارد ریاست محترم دیوان عالی کشور، با پذیرش درخواست اعاده دادرسی بر اساس بندهای ج، ث و چ ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری، دستور نقض حکم قطعی و ارجاع پرونده به دادگاه همعرض جهت رسیدگی مجدد و عادلانه صادر فرمایند.
از طریق دکمه زیر میتوانید لینک صفحه را اشتراک گذاری کنید.


بدون دیدگاه